پژوهشکده باقرالعلوم
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • حق الناس، عفو و بخشش   
  • 1390-02-21 12:25:6  
  • ارسال به دوستان
  •  
  • موضوع سخن: حق الناس، عفو و بخشش

    کلیدواژه ها: صلوات- لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ- حق الناس- مردم آزاری- صله رحم- عذر خواهی- عفو- انتقام جویی.

    اسامی معصومین: پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ، امام علی علیه السلام ، امام صادق علیه السلام .

    «قال مولانا امیر المؤمنین علیه الصلاة و السلام ذکر الموت جلاء للقلوب».

    سحـر با باد می گـفتم حـدیـث آرزومـندی     خـطاب آمد که واثق شـو به الطاف خـداوندی

    دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است     بر این راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

    الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور     پدر را باز پرس آخر کجا شـد مهر فرزندی

    همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی     دریغ این سایه ی دولت که بر نااهل افـکندی

    عاقبت بخیری و برکات ذکر لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ و صلوات

    «مَنْ كَانَ آخِرُ كَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ»[1]. کسی که آخرین کلامش کلمه طیبه لا اله الا الله باشد و لا اله الا الله بگوید و جان بدهد اهل بهشت می شود. و در روایت دیگری آمده «مَنْ كَانَ آخِرُ كَلَامِهِ الصَّلَاةَ عَلَيَّ وَ عَلَى عَلِيٍّ دَخَلَ الْجَنَّةَ»[2]. کسی که با ذکر صلوات نفسش بند بیاید، ذکر صلوات را بگوید و جان بدهد او هم اهل بهشت خواهد بود. باید از خدا عاقبت بخیری و ثابت قدم بودن بخواهیم تا در لحظه ی آخر با ایمان از دنیا برویم. در حالات یکی از عرفاء نقل کردند که در موقع جان دادن گفتند راحت شدی؟ گفت: هنوز نه، ممکن است لحظه ی آخر شیطان به دین و ایمان من دستبرد بزند. اگر با ایمان از دنیا رفتم راحت می شوم.

    سفارش اسلام به رعایت حق الناس و نهیش از مردم آزاری

    همان طور که خانه و زندگی خودمان را تمیز می کنیم باید خانه ی دلمان را هم جلا بدهیم و نظافت بکنیم. خانه ی دل را باید با توبه و استغفار پاک بکنیم؟ و یک مرحله ی توبه هم ادا کردن حق الناس است. حق مالی، حق عرضی، آبرویی نسبت به دیگران، حقوقی را که انسان ضایع کرده، حق پدر و مادر، همسر، اولاد، دوست، فامیل، شاگرد، زیر مجموعه ای که با آن ها کار می کنیم، ادا کردن حقوق دیگران و گذشت از حق خود.

    روایتی داریم اگر کسی مؤمنی را اذیت و آزار کند ملعون است. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّه وَ مَنْ آذَى اللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَان»[3]. کسی که مؤمنی را اذیت و آزار کند پیامبر را اذیت و آزار کرده و کسی که پیامبر را اذیت بکند خدا را آزار داده و کسی که خدا را آزار و اذیت بدهد، در چهار کتاب الهی ملعون است. انسان باید رنجش و ناراحتی کسی را فراهم نکند، دلی را نشکند. اگر هم دلی را شکست مرحم بگذارد، عذرخواهی کند، حلالیت بطلبد. اگر آبرویی را ریخته، دلی را شکسته، حلالیت و عذرخواهی بکند. مخصوصاً اول سال نو بهانه ی خوبی است اگر انسان با فامیلی قطع رحم کرده برود صله ی رحم بکند. هنر این نیست که انسان با خوب ها خوبی بکند. هنر این است که با بدها خوبی کند. به قول سعدی می فرماید:

    بدی را بدی سهـل باشد جـزاء     اگر مردی احسن الی من عصاء

    آزار ندادن و تحمل آزار دیگران خلاصه ی مکارم اخلاقی

    در حالات یکی از بزرگان نقل کرده اند که خدمت عالمی شرفیاب شد و گفت مرا موعظه و نصیحت کن. عالم گفت: تمام مکارم اخلاق و تمام نصیحت های اخلاقی و آداب اجتماعی در دو کلمه خلاصه و فشرده می شود و این دو کلمه این است: مرنج و مرنجان. انسان باید سعی بکند در زندگی آزار و اذیتش به دیگران نرسد. رنجش و ناراحتی دیگران را فراهم نکند.

    ز خود هرگز و نرنجانم دلی را     که می ترسم در او جای تو باشد

    یا به قول طبیب اصفهانی می فرماید:

    مرنجان دلم را که این مرغ وحشی     زبامی که برخاست مشکل نشیند

    قدم اول این است که انسان وسیله ی رنجش و ناراحتی دیگران را فراهم نکند و قدم دوم این است که دیگران را هم تحمل کند. از اذیت دیگران ناراحت نشود و ناله و نفرین نکند. کینه جویی و انتقام جویی نداشته باشد. رنجش از دیگران در دلش نباشد. چون رنجش مال نفس ماست روح و قلب ما اهل عفو و بخشش است. این به نفس ما برمی خورد و ناراحت می شود. اگر از نفس و هوا و هوس بیرون بیاییم تمام این رنجش ها از بین می رود. حافظ می گوید:

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم     که در طریقت ما کافریسیت رنجیدن

    روایت داریم که همسایه ی خوب آن نیست که آزارش به همسایه ها نرسد این یک مرحله است. مرحله ی بالاتر این است که آزار همسایه ها را هم تحمل بکند. حالا همسایه ها کسشانفوت کرده، ناله ا شان بلند است مهمان می آید و می رود، خواسته یا ناخواسته آزار و اذیت کردند همسایه ی خوب آن است که آزار و سختی های همسایه را هم تحمل بکند. دعا کند خدا کمکشان کند، هدایتشان کند. در صورت رعایت این دو اصل شما مؤمن و انسان واقعی می شوی.     

    صله رحم مخصوصا با کسانی که قطع رحم کردند.

    کم مباش از درخت سایه فکن     هـر که سنگـت زند ثمـر بخـشـد

    به درخت سنگ می زنند میوه پایین می اندازد. انسان از یک درخت کمتر نباشد. هنر این نیست که با خوب ها خوبی کند، هنر این است که بروی با فامیلی که با شما قطع رابطه کرده صله ی رحم بکنی. فامیلی که به شما بی اعتنایی کرده شما به او اعتناء بکنی. در قبضه ی شمشیر پیامبر خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم نوشته شده بود: «صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ أَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ»[4]. با کسی که با تو قطع رحم می کند صله بکن، دوستی کن. حالا کدورت و ناراحتی پیش آمده شما برو آشتی کن. اگر آشتی کردی مشکل شما حل است و رحمت خدا شامل حال شما خواهد شد. اگر هم طرف هم آشتی نکرد همه وزر و وبال ها گردن اوست از طرف شما کوتاهی نباشد. و اگر کسی آمد برای آشتی و طرف مقابل آشتی نکرد، دو بار مورد لعنت قرار گرفته است.

    امام صادق سلام الله علیه فرمودند: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ رَجُلٌ يَبْدَؤُهُ أَخُوهُ بِالصُّلْحِ فَلَمْ يُصَالِحْهُ»[5]. ملعون است ملعون است کسی که دیگری برای آشتی با او می آید ولی او حالت لجاجت و عنایت دارد و زیر باری آشتی نمی رود. دو بار مورد لعنت قرار گرفته، خدا نکند کسی بیاید با انسان مصافحه بکند، سلام کند ولی انسان جواب سلامش را ندهد. حالا فامیلی است، برادری، خواهری خطایی کرده، همین که خودش را می شکند و به طرف شما می آید باید بپذیرید و ازش گذشت کنید. حتی حدیث داریم که اگر کسی به دروغ می آید عذرخواهی می کند عذرش را بپذیرید. چون باز خودش را شکسته، همین که آمده خودشکنی کرده این خیلی مهم است.

    قبول عذرخواهی شخص عذر خواهنده

    پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمودند: «يا علي من لم يقبل العذر من معتذر متنصل صادقا كان أو كاذبا لم ينل شفاعتی»[6]. یا علی اگر کسی آمد از شما عذرخواهی کرد عذرش را بپذیر. هرکس عذر عذرآورنده را نپذیرد و قبول نکند (این قید هم قید عجیبی است حالا واقعاً از صمیم دل عذرخواهی می کند یا نه. کارش گیر کرده و مشکلی پیدا کرده و یک عذرخواهی ظاهری از شما می کند. روایت می فرماید حتی به دروغ کسی آمد عذرخواهی کرد عذرش را بپذیرید.) خواه عذرآورنده واقعاً عذرخواهی کند یا به دروغ، شفاعت من رسول الله به او نمی رسد. قابل توجه کسانی که حلال نمی کنند، نمی بخشند، گذشت نمی کنند. آنهایی که گذشت نمی کنند کارشان خیلی خراب است. عقده ای اند، کینه ای اند.

    رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از کینه ها

    وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

    چه وقت جام محبت و ایمان و تقوی به ما می دهند؟ وقتی که کینه ها را از دلمان بیرون کنیم. خدا می گوید تو از دیگران نمی گذری من چطور از تو بگذرم؟ در مقابل هزاران و میلیون ها گناه یا بیشتر که تو کرده ای حاضری من ببخشمت ولی تو حاضر نیستی یک خطاء یا لغزشی که از دیگران سر زده را ببخشی؟ اگر می خواهی خدا از شما ببخشد شما هم باید ببخشی. «كَمَا تَدِينُ تُدَان»[7]. هرطور که رفتار بکنی و مزد بدهی همان طور به تو مزد می دهند. حدیث داریم که اهل عفو و گذشت بدون حساب وارد بهشت می شوند.

    بهشتی شدن اهل عفو و گذشت

    روایت داریم روز قیامت از طرف خدای متعال خطاب می رسد کجا هستند کسانی که به خدا حق دارند؟ آخر کسی نمی تواند به خدا حق پیدا کند. چون خدا به همه منت دارد و از همه طلب دارد، کسی از خدا طلب ندارد. همه مدیون الطاف الهی هستیم. اما بعضی ها در بعضی جاها آنقدر گل کاشته اند، آنقدر گذشت و فداکاری کرده اند که خدا می گوید شما حق پیدا کرده اید، شما به خدا حق دارید. «الْعَافُونَ عَنِ النَّاس»[8]. کسانی که در دنیا عفو و بخشندگی و گذشت بودند را می آورند و می گویند این ها به خدا حق دارند. خدا می فرماید به بهشت ببریدشان. «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّه» (الشوری/40). کسی که اهل عفو و صلح و آشتی باشد اجرش با خداست.

    گذشت از خطای دیگران باعث راحتی و آرامش انسان

    مثلا با ماشین می خواهیم مشهد برویم ممکن است یک جایی ما خطا کنیم و به کسی بزنیم یا کس دیگری به ما بزند. اگر گذشت نکنیم باید همه اش گیر کنیم. اما وقتی که گذشت کنیم راهمان باز می شود. هر کجا که گیر بدهی بهت گیر می دهند و هرکجا که رها کنی رهایت می کنند. انسان های بی گذشت هیچ وقت کارشان پیش نمی رود، همیشه درگیر دادگاه و قهر و ناراحتی و کدورت و ضعف اعصاب و فکر و خیال ناراحت هستند. اما کسانی که گذشت می کنند بی خیال می شوند. امیرالمؤمنین سلام الله علیه می فرماید: «مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ»[9]. بهترین کار آدم با کرامت و بزرگوار این است که از چیزی که می داند غفلت کند. یعنی می داند که پشت سرش حرف می زنند و بهش بد و بیراه می گویند ولی اعتناء نکند. حضرت امیر می فرماید: «و لقد امر علی اللعیم یصبنی فمزیت سمه فقلت لن یعنینی». فردی به من سب می کرد و حرف ناسزا می زد، ولی من گفتم انشاءالله به من نمی گوید.

    اگر انسان ندیده و نشنیده بگیرد چقدر راحت است! و هرکس هم هرچه می گوید به خودش می گوید اگر گلی می زند به سر خودش می زند اگر خاری می زند به خودش می زند. انسان های پست و لعین همیشه درگیر می شوند انتقام جویی و کینه جویی می کنند. او به من متلک گفته من ده تا بارش می کنم. او به من فحش داده من هم به او فحش می دهم. در این صورت تو هم مثل او می شوی. مثل کسی که آتش گرفته و ما هم با آتش با او مقابله کنیم. یک متلک به شما گفته شما ده تا گفته اید. شما نه برابر اضافه بر آن از او بدترید. هنر این است که آدم گذشت کند و ندیده و نشنیده بگیرد والا شما هم مثل او یا بدتر از او می شوی.

    کم گذشت کردن و اهل انتقام بودن از بزرگترین عیب ها و گناهان

    امیرالمؤمنین سلام الله علیه می فرماید: «قلة العفو أقبح العيوب و التسرع إلى الانتقام أعظم الذنوب»[10].  کم گذشت کردن از زشت ترین عیب هاست. زشت ترین عیب ها این است که گذشت و بخشندگی و عفو آدم کم باشد. تا کسی حرفی می زند این گیر می دهد و عقده و کینه ی طرف را در دل می گیرد، این خیلی بد است انسان باید گذشت کند. این کار مثل غذایی که سر دل انسان بماند و در معده انسان هضم نشود باعث رنجش و دردسر می شود. بگو خدایا من عفو می کنم تو هم مرا عفو بکن. قطعاً بدان کسی که اهل گذشت است خدا هم با او همان طور رفتار خواهد کرد و کسی که گیر می دهد خدا هم به او گیر می دهد. «و التسرع إلى الانتقام أعظم الذنوب»[11]. از بزرگترین گناهان این است که انسان فوری انتقام جو باشد. تا یک کسی رنجش و ناراحتی فراهم کرد فوری انتقام بگیریم و عقده ها و کینه هایمان را خالی کنیم. این خیلی بد است سرعت گرفتن به کینه جویی و انتقام صفت شیطانی است.

    شخصی بود که خیلی اهل عفو و گذشت بود وقتی می گفتند فلانی پشت سرت حرف زده، تهمت زده، می گفت ولش کن. تکه کلامش هم این بوده که می گفت ولش کن! دنیا ارزش این را ندارد که درگیر شویم باید گذشت کرد. این آقا فوت کرد رفیقی داشت که بعد از مردن او را در خواب دید. دید جایش خیلی خوب است. (کسی که اهل گذشت بوده همیشه جاده اش راحت و شسته رفته است. ولی کسانی که گیر می دهند گرفتارند.) رفیقش گفت چه خبر؟ گفت: من گناه زیاد داشتم ولی وقتی مرا در قبر گذاشتند یکی از ملائکه آمد و گفت: چرا این گناه را کردی؟ فرشته همراهش گفت: ولش کن! فرشته گفت: یعنی چه ولش کن؟ گفت: چون این شخص در دنیا همیشه می گفت ولش کن! هرکاری که با دیگران کرده ما هم همان کار را با او می کنیم. او ول می کرده ما هم ولش می کنیم. همان طوری که او همیشه می گفت ولش کن، همین ولش کن به سر خودش هم آمده است.

    مرحله اول عفو و گذشت؛ فرو بردن خشم

    خدای متعال در قرآن می فرماید: «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنين» (آل عمران/134). متقین کسانی هستند که عفو می کنند و در موقع خشم حالت غضب و عصبانیتشان را فرو می برند. کظم، غیظ یعنی فرو بردن خشم. گاهی آدم خشمش را فرو برده اما در دلش ناراحت است گذشت نکرده، خدا می فرماید می گوید نه دلت را هم پاک کن. امام سجاد سلام الله علیه می فرماید: «ما تجرعت جرعتاً احلا من جرعت غیضا اتجرعه». نوشیدنی گواراتر و خوشمزه تر ننوشیدم از جرعه ی خشم و غضبی که فرو بردم.

    مرحله دوم عفو و گذشت

    برادران حضرت یوسف علیه السلام خیلی جنایت بزرگی کردند. برادرشان را در چاه انداختند و از خانه و زندگی دورش کردند. چهل سال به فراغ پدر و برادران مبتلایش کردند. از خانواده اش دور شد. ولی وقتی برادران بعد از چهل سال قطع رحم و آزار و اذیت آمدند عذرخواهی کردند حضرت یوسف صدیق یک ذره هم کینه جویی نکرد؟ یک ذره هم قصاص نکرد؟ گفتند: «قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئين» (یوسف/91). برادر خدا تو را بر ما مقدم کرد برتری داد ولی ما خطا کردیم نفهمیدیم اشتباه کردیم. حضرت یوسف علیه السلام گذشت کرد و به این ها گیر نداد، اذیتشان نکرد و انتقام نگرفت با این که در موضع قدرت هم بود فرمود: «قالَ لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ» (یوسف/92). من سرزنش و ملامتان هم نمی کنم. هیچ ایرادی به شما نمی گیرم. «یغفر الله لکم». خدا شما را بیامرزد و او ارحم الراحمین است. هم برایشان دعا کرد و هم طلب مغفرت کرد. بی خود نیست که حضرت یوسف این قدر درجه و مقام پیدا کرده، با یک عذرخواهیشان چهل سال برادر آزاریشان را بخشید.

    ذکر مصیبت

    بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

    بی بی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها روز قیامت از همه ی دوستان و شیعیانش شفاعت خواهد کرد. آن هایی که مدت طولانی برای اباعبدالله گریه کردند مشمول شفاعت بی بی فاطمه زهرا علیها سلام قرار می گیرند. پیامبر عظیم الشأن فرمودند: روز قیامت فاطمه زهرا سلام الله علیها پیراهن غرقه به خون فرزندشان اباعبدالله الحسین علیه السلام را می آورند و عرضه می دارند پروردگارا تو حکم کن بین ما و کسانی که به ما ظلم کردند و آزار رساندند. بعد از درگاه الهی تقاضا می کند «اللهم اشفعنی فی من بکا علی الحسین علیه السلام ». خدایا هرکس برای مظلومیت فرزندم اباعبدالله گریه کرده، اشک ریخته خدایا من را شفیع او قرار بده تا از او شفاعت کنم.

    بعد از شهادت پیامبرعظیم الشأن با تنها یادگار بی بی چه کردند؟ عوض اینکه بیایند دلداری و تسلی بدهند. فاطمه جان

    چه نیکو با تو همدردی نمودند     که با آتش در بیتت گشودند

    سرایت جنت ای خاکم به دیده     بهشت وشعله ی آتش که دیده

    که دیده حور در آتش بسوزد     که دیده باغ جنت برفروزد

    گمانم مرتضی خودکشته آن روز     که بشنید از تو آن فریاد جانسوز

    مرحوم سید ابن طاووس نوشته است هنوز بدن رسول الله دفن نشده بود که آمدند خانه ی زهرا را آتش زدند. ناله ی زهرا بین در و دیوار بلند شد. بانو دو ندا داد اول پیامبر را صدا زد، گفت: بابا جان برخیز ببین با یادگارت چه کردند. همه ی گرفتاران عالم مولا را صدا می زنند. مولا در خانه بودند اما بی بی شرم و حیا کرد. صدا زد فضه مرا دریاب به خدا محسنم را کشتند.

    کشته شد محسن و آن ها که تماشا کردند     سند تیر به اصغر زدن امضا کردند


    [1] - وسائل السیعه/شیخ حر عاملی /2/45/36- باب استحباب تلقین المحتضر الشهادتین ...ص:454

    [2] - وسائل الشیعه/شیخ حر عاملی/7/199/38- باب استحباب ختم الکلام و الدعاء بالصلاه علی محمد وال محمد صلی الله علیهم ...ص:199

    [3] - مستدرک الوسائل /محدث نوری /9/99/125- باب تحریم ایذاء المومن ...ص:99

    [4] - بحار الانوار /علامه مجلسی/68/423/باب93- الحلم و العفو وکظم الغیظ ...ص:397

    [5] - بحار الانوار /علامه مجلسی/7/236/باب15- حقوق الاخوان واستحاب تذاکرهم و ما یناسب ذلک من المطالب ...ص:221

    [6] - جامع الاخبار /تاج الدین شعیری /179/ الفصل الحادی والاربعون و المائه فی النوادر و هو اخر الکتاب ...ص:177

    [7] - الکافی /ثقه الاسلام کلینی/2/134/باب الذم الدنیا و الزهد فیها ...ص:128

    [8] - بحار الانوار /علامه مجلسی/64/266/باب14- علامات المومن و صفاته ...ص:261

    [9] - نهج البلاغه/سید رضی/ 507/222- ...ص:507

    [10] - غرر الحکم /عبد الواحد بن محمد تمیمی امدی/465/الفصل الحادی عشر العقوبه و التعجیل الیها ...ص:465

    [11] - همان