پژوهشکده باقرالعلوم
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
  • علل گرايش جوانان به عرفان هاي نوظهور چيست؟  
  • 1390-08-09 19:32:32  
  • تعداد بازدید : 1120   
  • ارسال به دوستان
  •  
  • بسم الله الرحمن الرحیم  

    پرسش : علل گرایش جوانان به عرفان های نوظهور چیست؟

    پژوهشگر: وحید قهرمانی

    واژگان کلیدی: عرفان های نوظهور، معنویت، گرایش جوانان

    مقدمه

    در دهه های اخیر شاهد رشد فرقه های عرفانی در سطح جهانی بوده ایم که کشور ما نیز تحت تاثیر آنها قرارگرفته است. عواملی همچون رشد ارتباطات و اطلاعات، سرخوردگی از عقلانیت مدرن، شکست نظامهای مادی، فراغت بیشتر، تنوع طلبی، برنامه های نظامی و اطلاعاتی، افزایش تحیر بشر و عوامل دیگر برایجاد گرایش به عرفانهای نوظهور افزوده است.

    ما در عصر بازگشت انسان به معنویت یا بازگشت معنویت به زندگی بشر به سر می بریم؛ اما نگاهی به روند شتاب زده و گستردة معنویت گرایی که بیش از چند دهه از عمر آن نمی گذرد، به وضوح نشان می دهد با پدیدة انفجار معنویت رو به رو هستیم. انسان مدرن که به سختی، دور از معنویات نگه داشته می شد و در تمدنی زندگی می کرد که غیر از جهان و زندگی مادی برای چیز دیگری ارزش قائل نبود، حریص، عجول و عنان گسیخته به معنویات روی آورده و همانند مردمانی که در قحطی به سر می برند و انبار نانی یافته اند، سنت های کهن عرفانی و معنوی را برگرفته، هر کس تکه یا تکه هایی از مکاتب مختلف را چنگ زده، می کوشد روح تشنة خود را با آن سیراب کند.

    در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کمرنگ شده و سواره نظام و پیاده نظام رسانه ای، ابر فرهنگ غرب را در جهان می گستراند، جهان اسلام نیز از حضور این جریان های هزار رنگ منزه و پاک نمانده است؛ از این رو مطالعة نقادانة این فرقه ها ـ به ویژه آنها که در ایران پرکارترند ـ ضروری است و کوتاهی در این امر زیان های جبران ناپذیری را به فرهنگ و سایر ساحت های حیات اجتماعی وارد خواهد کرد.

    اما آنچه که سعی شده در این مقاله به آن توجه شود، به نوعی آسیب شناسی گرایش جوانان به این مکاتب است، که قشر آسیب پذیر و نسل آینده تمام ملل و ایران اسلامی است، تا شاید بتوان در راستای آگاهی بخشی و شناخت در این موضوع و درک هرچه بیشتر اهمیت آن، بیش از پیش برای جلوگیری از نفوذ این مکاتب تلاش نمود. از آنجایی که پتانسیل نیروی جوانی، این فرقه هارا تشنه تر از دیگر اقشار برای به دام انداختن جوانان در دامان خودشان قرار داده، ضروری است با تحقیقات و پژوهش های علمی دیگری در این زمینه بتوان برای جلوگیری از این سوء استفاده گام های دیگری برداشت.

    تعریف عرفان

    عرفان در لغت به معنای شناخت است و در اصطلاح تعاریف متعددی برای آن بیان شده، که جامع ترین آن تعاریف، از ابن عربی است که آن را به «وقوف به آداب شريعت، ظاهراً و باطناً» معنى كرده است وآن «عبارت از تخلق به اخلاق الهى است»[1].

    معنای لغوی عرفان هر نوع شناختی را شامل می شود؛ اما در تعریفی دیگر (عرفان) شناخت ویژه ای است که از راه شهود درونی و دریافت باطنی حاصل می شود. البته شناخت های شهودی فراوانند، اما همگی عرفان نیستند. عرفان عبارت است از «شناخت شهودی و باطنی خدای متعال، اسماء، صفات و افعال او». شناخت عرفانی با شناخت عقلی متفاوت است. شناخت عرفانی از سنخ مفاهیم و الفاظ و صورت های ذهنی نیست بلکه از سنخ یافتن و دریافتن است[2].

    علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیه «وَ مَا خَلَقْت الجِْنّ وَ الانس إِلا لِيَعْبُدُونِ» لیعبدون را به لیعرفون تفسیر میکنند، وهدف خلقت را همان عرفان و شناخت حقیقی میدانند[3].

    عرفان های نوظهور

    با توجه به تعریف عرفان روشن مى شود كه اصل اولى در عرفان، عمل خالصانه و كوشش مجدانه و مستمر در انجام دستورات الهى و آداب و اخلاق شريعت محمدى است كه در اين صورت، قلب نورانى مى شود و به حقيقت توحيد مى رسد. هر فرقه و نحله اى كه ادعاى عرفان و تصوف دارد، بايد با اين عيار محك زده شود، ولی متاسفانه در برابر عرفان اصيل وناب، عرفان های دروغين و حيله گر امروزه جلوه گر شده اند و با جذابیت های خاصی سعی در به انحراف کشاندن مردم و مخصوصا قشر جوان جوامع بشری را دارند.

    دراین عرفانها الزاما نزدیکی و محبت خداوند هدف اصلی نبوده است و اهدافی ادعائی مانند عشق، شادی و آرامش جای آن را گرفته است با این حال عواملی مانند: ترویج تکثر گرایی دینی، مرید پروری، ایجاد کمون وپایگاه، معرفی عشق به عنوان هدف، توجه به درون و اخلاق، توجه به مسائل جنسی و... ویژگی های کم  و بیش مشترک میان آنهاست.

    طبیعت گرایی افراطی (ناتورالیسم)[4] و عرفان های باستانی و بودیسم از جمله تعلیمات اوشو و هندوئیسم و سرخ پوستی و تعالیمی چون «یوگا» و «ذن» و شیطان پرستی و کابالیسم[5](تصوف یهودی) و بنیادگرایی مسیحی و سبک های نوین «مدیتیشن»[6](تمركز كردن بر قوای باطنی كه به حالتی شبیه به خلصه می انجامد) و «ریلکسیشن»[7] (تعادل روحی پیدا كردن) از جمله مکتب هایی هستند که ما از آن ها به عنوان عرفان های نوظهور یاد میکنیم.

    این گونه عرفان ها از لحاظ محتوی و شکل ظاهری، بسیار متنوع هستند، مثلا در شیطان پرستی اگرچه خدایی وجود دارد ولی قدرت مطلق از آن شیطان است، اما در طبیعت گرایی خدایی اصلا وجود ندارد.

    جریانهای مختلف عرفانی و شبه عرفانی در جامعه ما نیز وجود دارند. برخی از اینها بومی و برخی دیگر وارداتی هستند. در جامعه ما در طول تاریخ عرفان های مختلف بومی وجود داشته اند و علی رغم اینکه به نحوی با فرهنگ اسلامی مرتبط بودند اما بسیاریشان مورد انتقاد بوده و عرفان خالص و ناب شمرده نمی شده اند؛ مانند برخی از انواع فرق صوفیه و طریقت های مختلف که اسم و رسمی دارند.

    نوظهور

    اما اصطلاح نوظهور که در عنوان آمده است، به دور از داوری ارزشی انتخاب شده و تنها سابقه زمانه را در نظر گرفته است لذا از انتخاب واژگانی چون کاذب، زمینی و غیره اجتناب شده است. این مطلب را هم اشاره می کنم که برخی از عرفان ها مانند یوگا و عرفان سرخ پوستی از نظر تاریخی دارای سابقه دیرینه ای می باشند اما ورود آنها به ایران در دهه های اخیر شدت گرفته و به این خاطر نوظهور تلقی می شوند.

    معنویت

    اصطلاح دیگر که در دهه های اخیر رواج پیدا کرده است اصطلاح معنویت است و از آنجا که معنویت و عرفان پیوستگی خاص مفهومی نسبت به هم دارند، این واژه نیاز به بررسی دارد؛ برخی نویسندگان، عصر جدید را عصر معنویت نامیده اند. اما منظور از معنویت چیست؟ شاید نتوان معنای مشخصی از معنویت ارائه داد، اما آن چه که به طور قطع در این باره می توان گفت، این است که غربیان با تکیه بر مبانی سکولاریستی و اومانیستی به دنبال پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان هستند، به همین دلیل معنویتی که درغرب درحال شکل گیری است عموما از نوع معنویت سکولار و متناسب با جهان بینی و ایدئولوژی لیبرالیستی است. معنویت گراهای جدید لازمه معنویت را اعتقاد به خدا نمی دانند چه رسد به دین؛ براساس این تلقی از معنویت است که حتی شیطان پرستی و جن گیری هم در زمره آیین های معنوی شمرده می شود؛ برخی از نویسندگان داخلی نیز چنین ادعا کرده اند که زندگی معنوی، لزوما به معنای تعلق به یکی از ادیان نهادینه و تاریخی نیست، بلکه به معنای داشتن نگرشی به عالم و آدم است که به انسان آرامش، شادی و امید بدهد[8].

    جوان     

    واژۀ جوان یا برنا در زبان فارسی به معنای هر چیزی است كه از عمر آن، چندان نگذشته باشد؛ اما در فرهنگ عربی، دو تعبیر رایج در مورد جوان وجود دارد؛ یكی «فتی» و دیگری «شاب». اولی از ریشۀ «فتی/ فتو(طراوت و شادابی)، و دومی از ریشۀ «شبب (شكوفایی و برخورداری از حرارت) است[9]

    از معنی و مفهوم واژه جوان روشن می شود که این دوران، دوران رشد و تلاش خستگی ناپذیر برای فردی که در این برهه از زندگی است می باشد وطراوت و شادابی که برای وی وجود دارد، باعث می شود تا راه درست زندگی را بدون ملالت طبع بپیماید و عرصه های مختلف پیشرفت را هرچه سریعتر درنوردد، والبته این امر در موقعی است که این راه توسط مرشدی امین به وی نشان داده شود.

    بخش دوم

    علل و عوامل گرایش

    از آنجایی که عوامل موثر در هر فردی از اجتماع، از دو عامل بیرونی و خارج از محدوده نفسی فرد و عامل درونی تشکیل می شود، لذا دراین مقاله سعی شده تا حد امکان این دو عامل تجزیه شود و در دوفصل جداگانه هر یک شامل زیر مجموعه های خود باشند؛ عواملی که از اجتماع و پیرامون افراد آنان را متاثر میکنند، «عوامل برون زا» و عواملی که از شخصیت حقیقی فرد نشأت میگیرند، «عوامل درون زا» نامیده می شوند. 

    فصل اول

    علل درون زا

    1. فطرت جوانی     

    فطرت انسانی یعنی ویژگی های ذاتی که در آفرینش انسان لحاظ شده است. بینش ها و گرایش هایی که اکتسابی نیستند و در سرشت انسان قرار دارد، فطری نامیده می شوند. راغب اصفهانی می گوید: فطر ایجاد و ابداع یک چیز بر هیأت و کیفیت خاصی است که اقتضای فعلی از افعال را دارد؛ پس این آیه شریفه که می فرماید: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»[10]، فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده و اشاره است به این که مردم را به گونه ای خلق و ایجاد کرده است که معرفت و شناخت خدا و ایمان به او در آن ها وجود دارد[11].

    علامه طباطبایی بعد از آن که دین را روش زندگی و نشان دهنده سیر سعادت معرفی می کند، می گوید: پس برای انسان آفرینش خاصی است که او را به روشی خاص در زندگی و مسیر معیّنی که دارای غایت و هدف مشخصی است هدایت می کند که بدون پیمودن این مسیر، به آن هدف نمی رسد و این هدایتگر و هادی، چیزی جز فطرت و کیفیت خلقت انسان [که در همه انسان ها وجود دارد و تغییر و تحوّل نمی پذیرد] نیست و بدین سبب [قرآن] به دنبال تعبیر «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» ، فرمود: «لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّه»؛ِ در آفرینش الاهی دگرگونی نیست[12].

    انسان ها از لحاظ فطری نیاز به ارتباط با موجود برتر را دارند و این موجود برتر در بیان ادیان الهی خداوند است که پروردگار و خالق آسمان ها و زمین و موجودات دیگر از جمله انسان است و از آنجا که قشر جوان پاک و خالی از زنگار و نفسانیت هایی است که بزرگسالان در طول سالیان عمر خود به آن مبتلا می شوند، پس این شوق و نیاز به ارتباط با موجود برتر در جوانان بیشتر از اقشار میانسال یا کهن سال جامعه است، به این خاطر امکان گرفتار شدن جوانان در دام صیادان شیاد که آگاهی کامل از این فطرت حقیقت جوی جوانی دارند بسیار است.

    امام علی علیه السلام  دل جوان را چونان سرزمین آماده و پاکی میداند که هر بذری در آن افشانده شود همان را قبول میکند و رشد بسیاری می کند. « وإنَّما قَلبُ الحَدَثِ کالأَرضِ الخالِية ما أُلقِیَ فیها مِن شَیءٍ قَبِلتَه»[13] و دلیل این قبول و اجازه بذر پاشی در دل جوان همان شوق و اشتیاق وی به معنویت است که از فطرت پاک جوانی سرچشمه میگیرد.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیز فرموده است: «اُوصیکُم بالشَّبان خَیراً،فإنَّهم أَرقَ افئده...»

    شما را به نیكى درباره جوانان سفارش مى كنم. به درستى كه قلوب آنان نرمتر و مهربانتر است. (براى پذیرش فضیلتها آماده تر است)[14].

    2. مشکلات عقیدتی و فکری

    برخی نیز به دلیل مشکلات عقیدتی و فکری که منشأ آن ها معرفت شناختی آن هاست، به این فرقه ها، گرایش می یابند؛ نگاه این گونه افراد به خداوند، نگاه معرفت شناسانه نیست، اعتقاد به نبوت و وحی در آن ها، دچار ایرادی اساسی است، برای آن ها در نظام ا رزشی، توجیهی برای اخلاقیات وجود ندارد و تمام این عوامل در مثل شیطان پرستی جمع می شود که در آن ها نه معاد، نه توحید و نه هیچ ارزش دیگری معنا ندارد.

    در ایران گرایش به این فرقه ها به دلیل منشأ شناختی، بسیار کم دیده شده است؛ عمده دلیل گرایش برخی از جوانان به این فرقه ها، بیشتر از سر لهو و لعب است که متأسفانه، بدون این که هیچ گونه شناختی از عقاید اصلی این فرقه های منحرف داشته باشند، به دام آن ها گرفتار می شوند.در آیه ای از قرآن کریم آمده است که «سرنوشت کسانی که اعمال زشت و ناشایست انجام می دهند، تکذیب آیات خداوند از سوی آن هاست»

    3. نياز به هويت يابي

    نياز به هويت يابي و شكل گيري تصور از خويشتن باعث مي شود كه جوانان به گروه ها و افكاري كه توانايي هويت بخشي دارند، گرايش پيدا كنند. گروه هاي معنوي كه نوعي جهان بيني، انسان شناسي و ارزش هاي خاصي را مطرح مي كنند استعداد شكل دهي به هويت جوان را دارند و از اين رو با استقبال از سوي آنان موجه مي شوند.

    4. میل به متفاوت بودن     

    عده ای از جوانان که میل به متفاوت بودن از بقیه افراد دارند، به قصد جلب توجه دیگران، وارد این مکتب ها می شوند، حال آن که از حقیقت آن ها هیچ گونه اطلاعی ندارند و نمی دانند اساساً جهان بینی این فرقه ها چیست.

    5. میل به بی بندوباری وعدم پاسخگو بودن

    بعضی از کسانی که به دنبال ارتباطات نامشروع هستند، لهو و لعب را در این فرقه ها می بینند و به همین دلیل برای دست یابی به لذت های زود گذر، به این مکاتب گرایش پیدا می کنند. همسو بودن این معنویتهای نوظهور با لذت طلبی انسان امروزی، که لذت و شادی را در همه ابعاد زندگی، حتی معنویت جستجو می کند، می تواند یکی دیگر از علل گرایش به این عرفانها معرفی گردد.از آنجایی که عرفان اصیل با افسار گسیختگی و هوای نفس مبارزه می کند و کمتر کسی همت آن را دارد، بنابراین عرفان راستین مشتریان زیادی پیدا نمی کند. در مقابل، در بسیاری از این گروه ها این طور نشان داده می شود که از راه پیروی از هوای نفس، مواد مخدر، الکل و شهوت می توان به معنویت رسید. از این رو با توجه به نیاز معنوی افراد و غرایزشان و همینطور فقدان اطلاعات کافی در این مسیر دعوت آنان پذیرفته می شود؛ مگر کسانی که به حدی از رشد و معرفت رسیده باشند که راه را از بیراهه تشخیص دهند.

    مباحث جنسي و سكس يكي از مباحث مطرح در اين عرفانهاست كه گاهي رد و گاهي خود ابزاري براي وصول به حقيقت شناخته مي شود، اصولاً در اين عرفانها بعضا نظرياتي درباره رابطه جنسي داده مي شود كه امكان سوءاستفاده هاي جنسي را افزايش مي دهد، درباره خود اشو اسناد سازمان اتباع خارجه آمريكا كه وزارت امور خارجه هند نيز آنها را تأييد كرده است نشان مي دهد كه اشو به دليل فساد اخلاقي از آمريكا اخراج شده است[15].

    اما «كوئليو» درباره نقش نيرويي جنسي در وصول به مقامات عالي عرفاني و معنوي مي گويد: براي تحقق تشرف، بايد با اين نيرو آشنا شوي... پس چطور با آن روبه رو شوم؟ يك فرمول ساده است... فرمول اين است در تمام مدت رابطه جنسي خود، از حواس پنج گانه ات استفاده كن. اگر در لحظه اوج لذت جنسي، همه اين حواس با هم از راه برسند، براي تشرف پذيرفته مي شوي[16].

    در برخي از اين عرفان ها از رقص و يا مصرف مواد مخدر براي نزديكي به خداوند يا رسيدن به آرامش استفاده مي شود مثلا اشو مي گويد: اگر مردم بتوانند كمي بيشتر به رقص بپردازند، كمي بيشتر آواز بخوانند، كمي بيشتر لوده باشند، انرژي آنها بيش از پيش به جريان افتاده، و مشكلاتشان به تدريج ناپديد خواهد شد، به همين دليل من اين قدر بر شاد زيستن اصرار دارم؛ شادماني تا حد از خود بي خود شدن[17].) مثلا در مكتب كاستاندا و يا در انديشه هاي پائلو كوئيليو شما نشانه هايي از استفاده از مواد مخدر مي بينيد.

    دالای لاما (رهبر در قید حیات بودائیان) شادی را هدف زندگی معرفی می کند و بزرگ ترین آرزوی خود را خوراکی خوب و خوابی راحت اعلام می کند[18].

    6. میل به قدرت   

    برخی از افراد نیز هستند که به دلیل تمایل به کسب قدرت به فرقه هایی مانند شیطان پرستی گرایش می یابند؛ آن ها معتقدند که شیطان مظهر یک سری از قدرت هاست و به همین دلیل می تواند بخشی از قدرت خویش را به برخی از پیروانش انتقال دهد؛ به همین دلیل برخی از کسانی که حس قدرت طلبی در وجودشان پررنگ است، فکر می کنند با ورود به این مکاتب حس آن ها تا حد زیادی پاسخ داده خواهد شد.

    7. میل به مد گرایی

    برخی از افراد نیز تنها به دلیل میل به مدگرایی و متفاوت بودن به این فرقه ها روی می آورند و وقتی که وارد این فرقه شدند، با شبهاتی که از طریق همین فرقه برایشان به وجود می آید، ممکن است در بحث های معرفت شناختی نیز، دچار اشکال شوند.

    8. عقده های جوانی

    افرادی برای سرپوش گذاشتن بر خیلی از عقده های شخصی بوجود آمده در دوران مختلف زندگی، به سراغ این عرفانها و معنویتهای نوظهور میروند، برای مثال پسر و یا دختری که در جامعه امروز برای عقب نیفتادن از رفقای خود، به سمت و سوی دوستی های ناسالم می رود، و با وجود عدم میل باطنی خود و فشار خانواده دست به بعضی از کارها میزند، دچار عقده ای میشود که برای درمان آن در دین مبین اسلام سفارشاتی شده است، اما از آنجایی که به طرف دین ناب رفتن برایش سخت جلوه میکند، آن هم به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و لازم در مورد دین، برای خلاصی خود از تبعات عقده هایش، به سراغ برخی از معنویت های نوظهور که در راستای اعمال نادرست او می باشد می رود، و در آخر هم بیشتر از اول پشیمان و سرخورده می شود.

    او در واقع با این کار می خواهد عذاب وجدان خود را کم کند، و به خود بباوراند که کارهایش ضد خدا نیست و خدا از او ناراضی نبوده و این مسأله را در زیر پرچم این معنویتها جستجو میکند، و برای رسیدن به آرامشی خیالی و مملو از توهم که همراه با لذت معرفی شده است، تن به دستورات این معنویت های ناسالم می دهد.

    علل برون زا

    1. عدم شناخت کافی نسبت به اصل دین و معارف والای آن

    1.1. عدم معرفی دین حقیقی

    با تغييرات شگرفي كه در بعد از رنسانس و جهان مدرن معاصر اتفاق افتاده عدم معرفي دين هاي كهن به صورت به روز، باعث گرايش به اديان نوظهور گشته است، تا شايد عطش حقيقت خواهي خود را از جايي ديگر سيراب كنند، حتي اگر اين تلاش درمسير سرابي بيش نباشد و چشمه حيات درپشت لايه هايي از غبار پنهان باشد.

    از سوی دیگر مراکز فرهنگی و متولیان دینی جامعه ما نتوانسته اند آنگونه که باید ابعاد مختلف و جذاب دین حقیقی را برای نسل جوان تبیین نمایند و درجهت معرفت بخشی و آشنایی هرچه بیشتر جوانان تلاش نمایند و متاسفانه گاه کج سلیقه گی ها در بیان معارف والای دینی نیز یکی از عوامل گریز جوانان و ترغیب آنان به گرایش هایی می شوند که در ظاهر بیشتر به نیازها و علایق آنان توجه دارد و شوق و اقبال فراوانی برای پذیرفته شدن در جوان ایجاد می کنند.

    1.2. سخت گیری دين

    ما ديني است که احکام و دستوراتش برسهل و آساني گذاشته شده است، و تکاليف آن به نسبت سن، صحت بدن، ميزان درآمد، علم به احکام و ... متغير بوده و اجباري براي يک شکل بودن آنها نيست، براي مثال؛ نماز واجب است، و مطمئنا وقت زيادي در 24 ساعت از نماز گذار نمي گيرد، اما همين نماز براي پسر 13 ساله واجب نيست، براي کسي که نمي تواند ايستاده بخواند فرمودند نشسته بخواند، اگر باز هم نمي تواند خوابيده بخواند و ...، اين موارد همه دليل بر سخت گيري نکردن اسلام است، که متأسفانه برخي آن را سخت جلوه داده و يا سخت مي دانند بي آنکه شناخت درستي از آن داشته باشند.

    در دین ما برای رسیدن به مقامات و معنویات، نیازی به روی گرداندن از دنیا و ترک لذات آن نیست، بلکه میتوان در عین اینکه از نعمات مادی خداوند بهره مند میشوی، به مقامات عرفانی رسید، همانگونه که رسول گرامی اسلام در خطاب به مردم مدینه فرمودند: چرا برخی از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوی خوش و ارتباط با همسرانشان اجتناب می کنند، همانا من خودم هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم با همسرانم ارتباط دارم، و هر کس از سنت من روی گرداند از من نیست [19] ؛ اما متاسفانه گاهی به جای بیان دیدگاه های خالص دین، عده ای چهره ای خشک از دین را به نمایش می گذارند که جوان امروزی به خاطر لطافت طبع خود، حاضر به پذیرش چنین دینی نیست و به همین خاطر به سو ی عرفان های نو ظهور ترغیب می شود؛ این باعث شده است كه عرفان های دروغین به راحتی با انسان امروز حرف بزنند و ادبیاتشان را به او تحمیل كنند؛ مثلا ما هیچ وقت تاثیرات عرفان را در شاد زیستن بیان نكردیم، به همین دلیل عرفان های دروغین توانسته اند جای عرفان راستین را در برقراری ارتباط با مردم بگیرند؛ و یا به احادیثی در مورد رسیدن به آرزو ها عنایت زیادی نشده است؛ حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «من اخلَصَ بلغ الآمال» كسی كه اخلاص بورزد به آرزوهایش میرسد [20] .

    1.3. عالمان بی عمل

    يکي ديگر از جنبه هاي ايجاد ضعف، عالمان بي عمل هستند، که خود به دستورات گفته شده عمل نميکنند و اين خود باعث بدبين شدن به دين مي شود. امروزه از راديو و تلويزيون و جرايد گوناگون افرادي مختلف به ترويج اسلام و عرفان مي پردازند، که اشتباهات اين افراد در محيط اجتماع عمدا يا سهوا، مردم را از ايشان و مطالب ارائه شده ايشان دور مي سازد.

    1.4. سخت گویی

    هر عصرى ويژگيها، ضرورتها، و تقاضاهايى دارد، كه از دگرگون شدن وضع زمان و پيدا شدن مسائل جديد و مفاهيم تازه در عرصه زندگى سرچشمه مى گيرد. همچنين هر عصرى مشكلات و پيچيدگيها و گرفتاريهاى مخصوص بخود دارد كه آن نيز از دگرگونى اجتماعات و فرهنگها كه لازمه تحول زندگى و گذشت زمان است مى باشد.وظيفه اصلي مبلغين دين اسلام برگرداندن ميراث علمى و فرهنگى اسلام به زبان روز، و پياده كردن همه آن مفاهيم عالى از طريق زبان "عصرى" در روح و جان و عقل نسل كنونى است.

    چه زيبا فرمود آن پيشواى راستين: «آن كس كه از وضع زمان خود آگاه است مورد هجوم اشتباهات قرار نمى گيرد» حديث معروفى كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس» [21] .

    1.5. عملیاتی نکردن مفاهیم دین در زندگی

    اگر اعمال و اذکار دين را بتوان با زندگي امروزي مردم گره زد، و دين را در بطن زندگي آنها نشان داد، مطمئنا پذيرش آموزه هاي دين براي همگان آسان و لذت بخش خواهد شد.همچنين دادن دستوراتي کاربردي در زندگي مردم، که مانع دور شدن آنها از خدا و آموزه هاي ديني شود.

    امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه چرا نماز با آن كه مردم را از كار و رسيدن به مشكلات و نيازهايشان باز مي دارد و باعث زحمت و رنج جسمي آنهاست، واجب گرديد ـ فرمود: چون اگر فقط به آمدنِ دين و وجود كتاب (قرآن) در ميان مردم اكتفا مي شد، و عاملي نمي بود كه ياد و خاطره پيامبر را در ميانشان نگه دارد، به همان سرنوشت پيروان اديان پيشين دچار مي شدند. آنها نيز براي خود ديني و كتابي داشتند و عدّه اي را به سوي آيين خود فرا خواندند و در راه آن با آنان جنگيدند، اما با رفتن آنها، دين و آيينشان هم كهنه شد و از بين رفت. خداوند تبارك و تعالي چنين خواست كه مسلمانان نام و ياد محمّد صلي الله عليه وآله، و دين او را از ياد نبرند؛ از اين رو، نماز را بر ايشان واجب فرمود، تا روزي پنج مرتبه به ياد او باشند و نامش را به زبان آورند، و آنان با نماز و ياد خدا سر بندگي فرود آورند، تا مبادا از ياد خدا غافل شوند و فراموشش كنند و در نتيجه ياد و نامش محو شود [22] .

    پس با این بیان روشن میشود که که یک دلیل مهم در ترغیب جوانان به عرفان های نوظهور، عدم تبیین درست و معرفت دهی جوانان نسبت به دین حقیقی و عرفانی است که با آن ممزوج است.

    2. حمایت نظام های مادی

    علاوه بر فلسفه هاي معنويت ستيز، نظام هاي برآمده از آن نيز با شكست روبه رو شدند؛ مانند شكست كمونيسم و ماركسيسم كه يكي از شاخصه هاي آن معنويت ستيزي و دين گريزي بود. نهايتا اين نظام ها از دهه هشتاد قرن بيستم به طور رسمي ناكارآمدي و در نتيجه مرگ خود را اعلام كردند. افزون بر اين، دركشورهايي كه هنوز به طور رسمي اين نظام ها حاكميت دارند، همچون چين و كوبا، ديگر آن مخالفت هاي شديد وخشن با دين و معرفت ديده نمي شود، بلكه به گونه اي مي كوشند، تا نوعي معنويت هم سنخ با ماده گرايي را رواج دهند، به همين دليل با معنويت هاي بودايي و هندي وسرخ پوستي و معنويت سكولار نه تنها مخالفت نمي كنند كه خود به ترويج چنين معرفت هايي دست مي زنند. جالب است كه فيدل كاسترو، رهبر نظام كمونيستي كوبا، درباره پايان مدت رهبري اش مي گويد: تا وقتي كه خدا بخواهد اداره كشور را در دست خواهم داشت، ابتدا خواست واراده خدا وپس از آن خواست و اراده مردم بالاتر از هر چيزي است [23] .

    3. تبليغات گسترده گروه هاي معنويت گرا      

    گروه هاي مختلف معنويت گرا درگوشه و كنار جهان وبا استفاده از رسانه هايي چون ماهواره، اينترنت و... دست به تبليغ مي زنند. مسيحيت، اديان بودايي و معنوي وگروه هاي معنويت گراي آفريقايي و آمريكايي وغیره مشغول تبليغات گسترده هستند و رسانه هاي نوظهور و بالاتر رفتن سطح سواد مردم و افزايش امكانات ارتباطي امكان بيشتري را براي تبليغات فراهم كرده است. مي دانيم در بيان اديان رسمي و مشهور، يهوديت شايد تنها ديني باشد كه در طول تاريخ هيچ تبليغي نداشته است؛ چرا كه خود را ديني نژادي و مخصوص قوم اسرائيل مي داند؛ اما الان با استفاده از شگردهاي تبليغاتي درمعرفي عرفان يهودي كه با نام عرفان كابالا يا قبالا نيز خوانده مي شود، تلاش مي كنند.

    4. مسائل سیاسی

    بسیاری از کشورهای مستکبر جهان با سوء استفاده از این جریان های انحرافی، به دنبال رسیدن به اهداف خود در کشورهای مختلف جهان هستند، شاید حتی بعضی از این گروه ها نیز با سیاست خود آنان به وجود آمده باشند.

    بخش عمده ای از دلیل گرایش برخی از جوانان در ایران نیز به فرقه های نوظهور، فعالیت گسترده سیاسی دشمنان دین اسلام است. یکی از مؤلفه های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران، مذهب و دین است، و به همین دلیل یکی از راه های ضربه زدن به امنیت ملی، تضعیف دین و مذهب و اعتقادات مردم است و در این خصوص یکی از راه های تضعیف اعتقادات و گرایش به دین و مذهب در مردم، ایجاد فرقه های نوظهور و جذاب نشان دادن آن هاست.

    5. ظواهر و شعارهای فریبنده

    5.1. عدم صراحت بيان و مبهم گويي

    در نگاهي به عرفانهاي نوظهور شما متوجه مي شويد كه نوعي عدم صراحت و شفافيت در آنها وجود دارد و تلاش شده است با ايجاد هاله اي از ابهام امكان پنهان كردن خطاها زير غبار آن و همچنين امكان برداشت هاي مختلف از كلام آنها را ايجاد كنند؛ نمونه اي از اين مورد را كلام ا.م رام الله كه رهبر فرقه رام الله درايران است براي شما نقل مي كنم:

    س: آيا عيسي مسيح مصلوب شد؟ برخي مي گويند شد و برخي بر اين اعتقادند كه نشد؟

    ج: عيسي مصلوب شد، اما مسيح(ع) نشد.

    س: حضرت عيسي چطور؟ آيا حضرت عيسي مصلوب نشد؟

    ج: حضرتش مصلوب شد، اما عيسي نشد.

    س: عيسي چه طور؟ آيا عيسي مصلوب شد؟     

    ج: عيساي به تنهايي هرگز وجود نداشت [24] .

    5.2.  توجه به دیگران

    در برخي از اين عرفان ها بر توجه به ديگران تأكيد شده است، براي نمونه ساي بابا كه از عرفان هاي نوظهور فعال در ايران است، بر اين مورد تأكيد فراوان دارد و آنها با ساختن صدها كلينيك و بيمارستان در هند، اروپا و آمريكا به بيماران و آسيب ديدگان به صورت مجاني كمك مي كنند و آنها هر هفته به تهيدستان خوراك وپوشاك مي دهند، این کار باعث می شود تا این فرقه، به عنوان یک فرقه انسان دوست و مردم مدار معرفی شود و باعث جذب انواع سلیقه ها، مخصوصا جوانان در این فرقه می شود.

    5.3 . تحقير و نفي تفكر

    تفكر در تعدادي از آنها كم رنگ شده و حتي گاهي به نفي و تحقير فكر و ذهن مي پردازند، گاهي حركت برخي از آنها به سمت تقابل با علم و تكنولوژي مي رود؛ مثلاً از آنجا كه ذهن در مكتب اشو جايگاه منفي دارد، اشو به نقد فلسفه، علم و تكنولوژي مي پردازد؛ او درباره فلسفه اعتقاد دارد كه فلسفه ذهن را خيلي راضي مي كند؛ فيلسوفان خيلي فكر مي كنند؛ آنها عمرشان را با فكر كردن هدر مي دهند بدون اينكه مطلقاً كاري انجام دهند. اشو همچنين به نقد علم و تكنولوژي مبادرت مي كند؛ او می گوید: انسان متمدن هميشه در حال ديوانگي است. زمين اكنون يك ديوانه خانه بزرگ شده است و اين خاصيت تمدن و تكنولوژي است [25] .

    او جايي در مورد عقل مي گويد: عقل را فراموش كن و بگذار عشق مركزتو، آماج توباشد. هر ناكامي مي تواند به كاميابي مبدل شود، هر احتمال شكستي براي عقل، مي تواند به توفيقي براي دل بدل گردد [26] .

    همچنين ساي بابا در موردي توصيه مي كند که انسان مبتلا به استدلالات در باب خدا نشود كه اينها با عشق سازگار نيست و عبادت اهميتي به آن نمي دهد [27] .

    توئيچل در عرفان اكنكار نيز به فلسفه حمله مي كند و در تفكراتش است كه فلسفه انسان را غرق در وعده ها مي كند. فلسفه انسان را درواقع شستشوي مغزي مي دهد. سيستم هاي ماوراء الطبيعه براي انسان استفاده ندارد؛ زيرا كه تنها به تسلي انسان دل خوش كرده اند. آنچه كه آنها درباره جهان وهستي مي گويند، از نظر روح هيچ معنايي ندارد؛ بنابراين افكار مذهب و سيستم هاي فلسفي و متافيزيكي، فرديت و روح انسان را مي بلعند و انسان را در مسائل و رنج هاي مادي زندگي رها مي كنند (البته خود توئيچل با صراحت از فلسفه اكنكار، خردگرايي، بنيان هاي اخلاقي، متافيزيك، هستي شناسي و چنان كه ديديم فلسفه هيچ چيز، سخن به ميان آورده است) [28] .

    این طرز تفکر باعث می شود که جوان، کم کم به سوی عدم تعقل و بی فکری منحرف شود و کاملا تابع احساسات گردد، تا جایی که هیچ ارزشی برای سخنان حکیمامه و پربار قائل نشود و و این انحراف فکری روز به روز افزایش می یابد.

    6. مشکلات خانوادگی

    جوانانی که با مشکلاتی در خانواده روبرو شده و به طریقی از آن دور می شوند، به دنبال راهی برای پر کردن این خلع بزرگ می گردنند، چرا که سرخوردگی در خانواده، نه اجازه بازگشت به آنان را می دهد و نه جوان می تواند با این کمبود، کنار بیاید؛ از آنجا که در برخی از تعلیمات نو ظهور، بنیاد خانواده به کلی نفی شده، جوان سرخورده امروزی به دامن این نوع عرفان ها پناهنده میشود، و با نفی اصل آن دیگر برای خود دغدغه و پریشانی فکری باقی نمی گذارد تا بخواهد با این خلع کنار بیاید.

    خانواده از مهمترین بخش زندگی افراد است مکانی که در آن زن و شوهر در کنار یکدیگر به آرامش رسیده و کانونی گرم برای تربیت نسل آینده فراهم میکنند؛

    «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَه(سوره روم، آیه21» [29] ؛

    جالب اینكه قرآن در این آیه هدف ازدواج را سكونت و آرامش قرار داده است، و با تعبیر پر معنى "لتسكنوا" مسائل بسیارى را بیان كرده و نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است [30] .

    به راستى وجود همسران با این ویژگیها براى انسانها كه مایه آرامش زندگى آنها است، یكى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود وبرای فرزندان نیز خانواده یک منبع بزرگ بالقوه و بالفعل انرژی است، که از آرامش درون آن ایجاد شده است.با این وجود مکاتب نوظهور، کاملا عکس این موهبت را تبلیغ می کنند، و آرامش را در بی خانوادگی، برای جوان تبیین می کنن :

    به عنوان مثال از سخنان اشو چنین بر می آید که او معتقد است، باید به گذشته بازگشت و زندگی قبیله ای و بدون مرز زن و شوهری را دارا بود و اینکه باید همانند حیوانات، که هم اکنون نیز در مجموعه های چند نفری در یک مکان خاص زندگی می کنند، و هیچ یک به دیگری تعلق ندارد، زندگی کرد و مرزی میان پدر و مادر بودن مطرح نباشد.

    7. دوستان ناباب

    گروه همسالان و دوستان الگوهای مورد قبول یک فرد در شیوه گفتار، کردار، رفتار و مَنِش هستند. فرد برای اینکه مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزیر از پذیرش هنجارها و ارزش های آنان است. در غیر این صورت، از آن جمع طرد می شود. به همین خاطر، اگر فردی با گروهی ازافرادی که در این نوع فرقه ها حضور دارند رابطه برقرار کند و با آنان دوست شود، به تدریج تحت تأثیر رفتار آنان قرار می گیرد و مانند آن ها می شود؛ چون ملاک پذیرش و قبول فرد توسط یک گروه و جمع، پذیرفتن فرهنگ آن هاست.

    در سخنان پیامبرگرامی (صلی الله علیه وآله) آمده است: «المرءُ علی دین اخیه»، هر انسانی بر شیوه و طریقه دوست و رفیق خود زندگی می کند [31] .ونیز حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: «مُجالسةُ اهل الهوی منساةُ للایمان و محضرة للشیطان. »، همنشینی با هواپرستان ایمان را به دست فراموشی می سپارد و شیطان را حاضر می کند [32] .

    8 . مشکلات مالی

    به علت وعده های دروغین سرکرده های این مکاتب، عده ای از افرادی که مشکل مالی دارند و در پاره ای موارد دارای مشکلات عقیدتی نیز هستند به این فرقه ها، گرایش می یابند.

    عامل فقر و مشکلات معیشتی و اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عدم بضاعت مالی مکفی خانواده ها و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای طبیعی و ضروری مانند: فراهم ساختن امکان ادامه تحصیل حتی در مقطع متوسطه، تأمین پوشاک مناسب، متنوع و متناسب با سلیقه و روحیه آنان و... زمینه ساز بروز دل زدگی، سرخوردگی، ناراحتی های روحی، دل مشغولی، افسردگی و انزواطلبی را در فرزندان فراهم می سازد، این امر موجب می شود تا این افراد برای التیام ناراحتی های ناشی از مشکلات خود از طریق مستقیم و یا غیرمستقیم، به اقداماتی دست بزنند و خود درصدد حل مشکل خویش برآیند، در نتیجه، بسیاری از این افراد برای رهایی از بند گرفتاری ها، و نیز فریب بعضی از فرقه های انحرافی در دام آنان گرفتار می شوند.

    9. غرب زدگی وخود باختگی

    این امر معمولا در مورد کسانی رخ می دهد که با فرهنگ غرب بیش از دیگران مأنوس بوده و نیز از لحاظ روانی از ثبات شخصیت و خود باوری بسیار کمتری برخوردارند و باعث مي شود كه بعضي از امور غربي بدون آنكه شرايط آن در جامعه وجود داشته باشد و مورد نياز جامعه ما باشد تنها به دليل پيروي از تمدن غرب و خودباختگي برای این گونه افراد مورد پذیرش آن ها واقع شود.

    10. تجدد

    یکی از علل گرایش مردم به عرفانهای جدید سبک زندگی (الگو یا مجموعه کنش های مرجح یا رفتارهای ترجیحی) امروزی بشر است، در واقع رویکردی که در زندگی مردم دیده میشود، رفتن به سمت و سوی یک زندگی جدید و جدای از سبکهای سنتی گذشته است .

    در جهان امروز یکی از راههای انتقال عقیده و فکر این است که ابتدا رفتاری متناسب با آن فکر را در جامعه ای درست کرده و رواج دهند، آن هم با عوض کردن شکل و سبک زندگی مردم آن منطقه با استفاده از وارد کردن لوازم جدید و جذاب که لازمه شکلی جدید از زندگی است و به دنبال آن کم کم خود مردم به راحتی تفکرات و عقایدی را که متناسب با سبک زندگیشان است را به راحتی پذیرا می شوند و این همان تهاجم خاموش است که دیگر نیازی به زور و اسلحه نیست تا عقیده و رفتار گروهی را تغییر داده و به شکل دلخواه درآورند.

    این جنبشهای نو پدید که ادعای رساندن به معنویت در کمترین زمان را دارند کاملا با این سبک زندگی همخوانی دارند، آنهم زندگی که همه چیز را جدید، آماده و سریع میخواهد، برای رسیدن به معنویت و عرفان هم به دنبال راهی ساده، جدید و سریع میگردد و مدعیان این راه، همین عرفان های جدید هستند. 

    منابع جهت مطالعه بیشتر

    1. عوامل و ريشه هاي دين گريزي از منظر قرآن و حديث، علی شکوهی، بوستان کتاب قم، 1384
    2. جنگ پست مدرن : سياست نوين درگيري، احمدرضا تقاء، سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی
    3. جوان مسلمان و دنياي متجدد، مرتضی اسعدی-سید حسین نصر، طرح نو، 1376

    منابع و معاخذ

    1. قرآن کریم
    2. نهج البلاغه
    3. غررالحکم
    4. تفسیر المیزان،انتشارات بیتا.
    5. تفسیر نمونه، انتشارات اندیشه قم
    6. راغب اصفهانی، مفردات راغب، نشر بیتا
    7. المصباح المنیر،علی مشکینی،قم:نشر الهادی،1370
    8. محمدبن یعقوب کلینى الفروع من الکافی، دارالکتب الاسلامیة 1365
    9. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه جلد6، قم:دار الحدیث،1377
    10.   امدادهای غیبی در زندگی بشر، مرتضی مطهری،تهران:صدرا،1379
    11. ملکیان، راهی به رهایی، تهران،نگاه معاصر،چاپ سوم،1387
    12. حكمت نامه جوان،محمد محمدی ری شهری؛با همكاری احمد غلامعلی؛ترجمه مهدی مهریزی،قم:دار الحدیث،1384
    13. آفتاب و سایه ها؛نگاهی به جریانهای نوظهور معنویت گرا،محمد تقی فعالی،قم:انتشارات نجم الهدی،1386
    14. پيمان الهي (تدوين)، جريان هدايت الهي، ج1،تهران، نشر تعالیم مقدس، ۱۳۷۷
    15. .سيد جعفر سجادى، فرهنگ معارف اسلامى، ج: 2 ص: 77، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، چاپ نخست، تهران 1362
    16. شریفی، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفانهای کاذب،صهبای یقین، چاپ دوم،1387
    17. كوئليو، بريدا، ترجمه آرش حجازي و بهرام جعفري،نشر کاروان، 1384
    18. اشو، الماس هاي اشو، ترجمه مرجان فرجي، نشر فردوس، 1382
    19. دالایی لاما، زندگی در راهی بهتر، ترجمه فرامرز جواهری نیا،ماهی، چاپ دوم، 1384
    20. اشو، آواز سكوت، ترجمه ميرجواد سيدحسيني،نشر هودین، 1385
    21. اشو، تمثيل عرفاني، ترجمه فلورا دوست محمديان، نشر آویژه،1382
    22.   ساتيا ساي بابا، تعليمات ساتيا ساي بابا (تعليمات معنوي 6) ترجمه رؤيا مصاحبي مقدم،تعالیم حق،1384

     

     

     


    [1]. سيد جعفر سجادى، فرهنگ معارف اسلامى، ج: 2 ص: 77، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، چاپ نخست، تهران 1362.

    [2] شریفی، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفانهای کاذب، ص۲۳

     [3].علامه طبابایی، تفسیر المیزان، جزء 18، سوره ذاریات، آیه 56

    [4] . naturalism

    [5] cabalist

    [6] meditation

    [7] relaxation

    [8] . ملکیان، راهی به رهایی، تهران، ص۳۷۶ ۳۸۰

    [9] . حكمت نامه جوان،محمد محمدی ری شهری؛با همكاری احمد غلامعلی؛ترجمه مهدی مهریزی،قم:دار الحدیث،1384

    [10] سوره روم آیه 30

    [11] راغب اصفهانی،بیتا: واژه فطرت

    [12] علامه طبابایی، تفسیر المیزان، انتشارات بیتا جلد 16 ص 179

    [13] . ترجمه: «دل جوان به زمین پاکی می ماند که هر بذری در آن بیفشاند ،همان را می پذیرد».المصباح المنیر،علی مشکینی،قم:نشر الهادی،1370

    [14] امدادهای غیبی در زندگی بشر، مرتضی مطهری،تهران:صدرا،1379

    [15] فعالي، محمدتقي، آفتاب و سايه ها ص311

    [16] كوئليو، بريدا، ترجمه آرش حجازي و بهرام جعفري، صص291و 391

    [17] اشو، الماس هاي اشو، ترجمه مرجان فرجي ص74

    [18] دالایی لاما، زندگی در راهی بهتر، ترجمه فرامرز جواهری نیا، ص 155

    [19] .الفروع من الکافی، کلینی، کتاب النکاح، حدیث 5، ص 496

    [20] غرر الحكم حدیث 7675

    [21] . کلینی، کافی،دارالکتب الاسلامیة 1365 ه ش، ج1 ص26

    [22] . ميزان الحكمه 6، ص 283، حديث 10730

    [23] . عصر امام خميني ص 62 به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي 11/6/77

    [24] . پيمان الهي (تدوين)، جريان هدايت الهي، ج1، ص751

    [25] اشو، آواز سكوت، ترجمه ميرجواد سيدحسيني، ص 9. اشو، تمثيل عرفاني، ترجمه فلورا دوست محمديان، ص83

    [26] اشو، الماس هاي اشو، ترجمه مرجان فرجي، ص 76

    [27] ساتيا ساي بابا، تعليمات ساتيا ساي بابا (تعليمات معنوي 6) ترجمه رؤيا مصاحبي مقدم، ص 23

    [28] فعالي، آفتاب و سايه ها صص642و 742

    [29] .ترجمه :«و از نشانه هاى او اینكه همسرانى از جنس خود شما براى شما آفرید، تا در كنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد».

    [30] تفسیر نمونه، ج 16، ص 392.

    [31] . محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، کتاب «الایمان و الکفر مجالسة اهل المعاضى»، ذیل حدیث 3

    [32] . نهج البلاغه، خ 86، ص 11

     
     
  • فایلهای مرتبط
  • فایل
    عنوان
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %74
    تعداد آراء :
    5
    امتیاز شما :